محمد ماهان محمد ماهان ، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

ماه زندگی ما

فقط عکس سه سالگی محمد ماهان

  محمد ماهان تولد یاسمن جونی محمد ماهان و بابا حسین جونی محمد ماهان و خواهر مهربون مهسا جونی اینجا سیزده بدر 95 توی لواسان باغ بابا جمشید ایناست ... محمد ماهان و یاسمن جونی سیزده به در بردیا جونی محمد ماهان جونی یاسمن جونی و هلیا جونی هلاکه این عکستم پسرم تولد یاسمن جونی همه با هم ... تولد یاسمن جونی ... اینجا پردیسه داریم میریم خونه مامان بزرگ مامان محمد ماهان و باز هم پردیس یاسمن و هلیا و محمد ماهان جونی و ادامه دارد .................         ...
14 شهريور 1395

جشن تولد سه سالگی محمد ماهان

عزیز گلم تولد امسال تو اول ماه رمضان بود بنابراین این قضیه باعث شد سه روز زودتر جشن شما کوچولو برگزار بشه .. البته مثل همیشه کسی نبود فقط مامان محبوبه  و بابا جمشید ..خاله خاطره و عمو مهدی و بردیا ... دایی و زندایی و هلیا و مهدی و مهسا و یاسمن بازم یه جشن کوچولو ولی شاد برات برگزار شد .. و اینم عکساش.. البته تم تولد امسالت و هم خیلی دوست داشتی چون اصولا تو خیلی ماشین دوست داری.. تم ماشین مک کوئین البته خیلی ساده تزئین کردم فقط در حد کمی که دلت شاد بشه پسرم..     ...
1 تير 1395

سه ساله شدنت مبارک دلبندم

امروز خورشید شادمانه ترین طلوعش را خواهد کرد     و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت   قلبم به مناسبت آمدنت خوشامد خواهد گفت   فرشته آسمانی سالروز زمینی شدنت مبارک...   تو را به رخ تمام شقایق ها میکشم و میگویم :   تا گل من هست ،زندگی باید کرد...   ...
16 خرداد 1395

فقط عکس 24 تا 28 ماهگی

از دو سال شروع کردیم به تمرین دستشویی رفتنت خوب همکاری کردی تقریبا 26 ماهگی کامل متوجه شده بودی اینم جایزه شما بود به خاطر رهایی از پوشک اینجا اومدی اداره مامان به علت آلودگی هوا مهد کودکها تعطیل بود و من مجبور شدم شما رو بیارم اداره اینجا هم شارژر گوشی بابا رو خراب میکردی ! چشم بابا حسین و دور دیده بودی اینجا هم خونه خاله خاطره است اتاق بردیا .. شدیدا به گیتار و موسیقی علاقه نشون میدی.. و البته خیلی هم با حس  میخونی .. دوستت دارم هدیه خدا ...
11 بهمن 1394

آبان ماه 94

مدتی بود خیلی دلم هوای مسافرت کرده بود این بود که تصمیم گرفتیم با دایی علی و زندایی و هلیا اینا راهی رامسر بشیم هوای تهران بسیار سرد و بارانی بود و همه به ماگفتن توی این سرما میخواین برین رامسر !! و ما هم راهی شدیم به عشق همون هوای بارانی و اما تمام سه روزی که اونجا بودیم هوا به شدت آفتابی بود ! و بسی جای تعجب و از طرفی خوشحالی بود البته سوز سرما داشت ولی بسیار هوای دلپذیر و خوبی بود.. البته شما با هلیا بسیار جنگ و دعوا و اکثر اوقات اشک و اشک ریزان داشتی ولی خوب گاهی هم با هم بازی میکردید و انگار نه انگار .. در این مسافرت خواهرها و بردارت همراهمون نبودن به دلیل مدارس چون ما وسط هفته رفتیم و آخر هفته برگشتیم.. و تو مثل همیشه بی ن...
17 آبان 1394

محمد ماهان و آنچه گذشت (2)

محمد ماهان 26 ماهگی محمد ماهان 25 ماهگی محمد ماهان 22 ماهگی محمد ماهان 25 ماهگی اداره مامان محمد ماهان 25 ماهگی وقتی میخواست دختر باشه محمد ماهان 25 ماهه و هلیا گلی 24 ماهگی محمد ماهان 23 ماهگی فقط لگن و دوست داشتی اصلا تمایل نداشتی همکاری کنی صبح قبل رفتن خونه بهارک 25 ماهگی محمد ماهان 25 ماهگی و اینم عکس آخر یه عکس سلفی با عمو مهدی تولد دو سالگی هلیا .. محمد ماهان 25 ماهگی و تمام !   ...
25 شهريور 1394